برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش
وسط یه عالمه کار دلم نیومد ننویسم چقدر آسمون امشب قشنگ و پرستاره و رویاییه! این طرف آسمون ابرا از جلوی ماه رد میشن و تو کل آسمون یه عالمه ستاره چشمک زن پخشه! چقدددد قشنگ بود. انقد سرمو بالا گرفتم که الان گردنم درد میکنه!...
خدایا یادم نمیاد کی آخرین بار ستاره تو آسمون دیدم. خیلی از دیدن ستارهها هیجان زده شدم... ممنونم که دوباره فرصت دیدن آسمون شب به این زیبایی رو دادی...
برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش
برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش
۱- داشتم به این فکر میکردم که وقتی معلم بودم، هم مطالعهم بیشتر بود، هم خلاقیتم... و از همه مهمتر بقول احسانو خلوت پت و پهنی داشتم برای غرق شدن! دیشب خواب آشفتهای داشتم. جوری که بعد از سالها نصف شب آیه الکرسی خوندم و از دور فوت کردم به اعضای خانوادهم. کاریه که خیلی ساله نکردم. بعدش خوابم برد، خواب نسبتا آرامتری بود اما باز هم راحت راحت نبود. دوباره بیدار شدم و توی خواب و بیداری فکر کردم صبح که بیدار شدم سعی کنم آدم بهتری باشم. دوباره غرق خواب شدم و دوباره با این فکر که بالاخره برم سراغ تذه
برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش
برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش
برچسب:
نویسنده: یگانه پارسامنش